تلفن دفتر مرکزی موسسه : 77287193 - (مشاوره آموزش آنلاین و محصولات 09355411965)


بهترين سايت آموزش انگليسي رايگان و بزرگترين انجمن ايرانيان علاقه مند به انگليسي
  • براي استفاده از انجمن از آخرين نسخه فاير فاكس يا گوگل كروم استفاده كنيد ، با اينترنت اكسپلورر هنگام عضويت ممكن است مشكل داشته باشيد.
  • اگر نمي توانيد مطالب خودآموز بالاي سايت را ببينيد ، بايد آخرين نسخه فلش پلير را نصب كنيد.
  • براي دانلود نرم افزارهاي فوق به بخش "كتاب و برنامه" در سمت چپ بالاي سايت مراجعه كنيد.
  • آدرس اصلي سايت www.englishlearner.ir يا www.englishlearner.info است. در صورتي كه فقط انجمن را مشاهده مي كنيد ، با استفاده از اين آدرس ها وارد سايت شويد.
  • دوستاني كه مي خواهند كل خودآموز بالاي سايت را در يك DVD داشته باشند و بدون نياز به اينترنت از سايت استفاده كنند ، به فروشگاه مراجعه كنيد.
  • پس از ثبت نام در انجمن ، هر روز يك درس شامل لغت جديد ، اصطلاح ، فعل چند كلمه اي ،‌ ضرب المثل ،‌ معما ، جملات زيبا ، بازي و غيره در پروفايل شما


ارسال پاسخ 
Idioms
08-25-2016, 09:42 PM
ارسال: #41
Idioms
اصطلاح شماره 41 :

quite a few

also: quite a bit

Def. many
زیاد، خیلی


We met quite a few people
ما با آدم های زیادی آشنا شدیم.


Quite a few students were absent yesterday
دانشجویان زیادی دیروز غایب بودند.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط parvane azad ، rasad42 ، Saba Keramatlo
09-15-2016, 08:12 PM
ارسال: #42
Idioms
اصطلاح شماره 42 :


back and forth


Def. going in one direction and then in the opposite direction, and repeating this several times
رفت و آمد، رفت و برگشت، بالا و پایین، جلو و عقب



She travels back and forth between London and Glasgow
او بین لندن و گلاسگو در رفت و آمد است.


The restless lion kept pacing back and forth along the front of its cage
شیر بی قرار مرتب در مقابل قفسش جلو و عقب می رفت.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط parvane azad ، Earth ، Saba Keramatlo
11-23-2016, 08:05 PM
ارسال: #43
Idioms
اصطلاح شماره 43 :


now and then


Def. occasionally, sometimes
also: from time to time, once in a while




توجه: قبل از دو اصطلاح now and then و once in a while می توان از صفت every استفاده کرد.
اصطلاح  every so often نیز همین معنی را دارد و همان طوری که ملاحظه می کنید در آن کلمه every به کار می رود.




I buy her something every now and then
گاه گاهی یک چیز برایش می خرم.


We go to the cinema now and again
گاهی به سینما می رویم.


Every so often my brother and I get together for a camping trip
هر از گاهی من و برادرم با هم به اردو می رویم.


I dust the furniture and vacuum the carpets once in a while
من گاهی وسایل خانه را گردگیری می کنم و فرش ها را جاروبرقی می کشم.


I see my grandmother from time to time
گاهی مادربزرگم را میبینم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط parvane azad ، simyy ، Saba Keramatlo
-
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

تلفن دفتر مرکزی موسسه : 77287193 - (مشاوره آموزش آنلاین و محصولات 09355411965)